شیدایی

خرید بک لینک
با نسیم سحرت ارض و سما می رقصند..از تو ایمایی و بر لحظه ی ما می رقصند.. آتش افروختی بر خرمن پروانه ، ولی ؛بی پروا و چنین با پَرِ وا می رقصند..درس شوریدگی و مشق و یکی تمرین ست، کاین همه با شررت پخته و نا می رقصند..زاهد و شیخ جدا،عارف و فرزانه جدا،نزد یکتایی تو ،خویش و جدا می رقصند..سوی میخانه روان ،یاغی و بی هوش و دوان،همه از خود شده و بی سرو پا می رقصند.. قسمت آن بود که با جام تو سرمست شوند،باده نوشان تو با حول و ولا می رقصند..مستی آن نیست زِ خود با می و انگور شدن،تاک و مستانِ تو در حال کُما می رقصند..عابد ار مست نه ای بیش به محراب مرو،مست و دیوانه شیدایی...

ما را در سایت شیدایی دنبال می‌کنید

برچسب: باده نوشان,باده نوشان مست رخسار تواند,باده نوشان مست دیدار تو اند,شعر باده نوشان,نه از باده نوشان,آهنگ باده نوشان,بجز بنده باده نوشان مباش,دانلود آهنگ باده نوشان, نویسنده: بازدید: 135 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:31

گفتم ز چه بنویسم،گفتا زخود از سرگیر،گفتم که چرا از خود ؟!، سازم ترا درگیر..! گفتم که چه بنگارم بیگانه ز افکارم،ابصار همه کور و افهام ، تو مضطرگیر .. گفتا که مرا ، غافل، خود دانه ای و حاصل،محصول گذار اینک ،همسویِ سبب پَرگیر .. گفتم که بد مستم هم یاغی و سرمستم،تسخر زدم و گفتا ، کوتاه پیِ شر گیر... گفتا که مرا دریاب بیداری و هم درخواب،بنمای رها پستی اوج و دو سه برتر گیر.. گفتم که تویی خوابم مستیِ تو را نابم،رسوایِ ترا اینک ، خود بیش به محضر گیر.. گفتا که ز پختن ها وز آتش و سُختن ها،پروانگی آموز و ، خاکستری از زر گیر.. گفتم که تویی لیلا هم چاره شیدایی...

ما را در سایت شیدایی دنبال می‌کنید

برچسب: زرد خاکستری, نویسنده: بازدید: 94 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:31

تو لیلایی و من مجنونِ خویشم..ترا گم کرده و ، گم کرده پیشم.. تو پنهانی و هم هستی هویدا،تو خود ماتِ منی، من ماتِ کیشم.. به گلزاران تویی همچون گلستان،به بستانت گلی پرخار و نیشم.. کنون هفت شهرِ عشق، عطار بگذشت،به کوچه در خَمِ شیخ و کشیشم.. تو نزدیکی زِ هر حَبْلِ الْوَرِيدی ،ولی من کور و بر پرده سریشم.. مرا احمق بنامند کز جهالت ،رفیقِ گرگِ نفس ، انبازِ میشم.. بسی زخمه زنم بر چنگِ اَفهام،به دل عاشق ترین مضرابِ ریشم.. مرا دیوانه چون بیند خوش آید،که چون دیوانگان خاطر پریشم.. مخواه دیوانه تر زیرا که دانم،زمینِ بایر و محرومِ خیشم.. حسابم داری ای ؛ شیدایی...

ما را در سایت شیدایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 92 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:31

خود گریزان از خود و خاطر پریشانم ولی،کعبِ دل خانه یِ او مهمان به ایشانم ولی ، خوش بگردد چرخ گردون هم مدارم بر مدار،در طواف زلف آن گیسوی افشانم ولی... او زما پنهان نی و ما خویش پنهان از خودیم،دیدِ سر نوری نشاید بدر تابانم ولی... چشمِ دل روشن بگردد تا که دستوری برَد،خود بگشتم سترِ دستوری و فرمانم ولی.. درکِ ما بیگانه و نا آشنا بادیگری،او به ما خود آشناتر هم که میزبانم ولی.. ساقیا امشب تو و این دل چه خلوت کرده ایم،وه که هم بدمست و هم سرمست و رقصانم ولی... گوییا مستان دیرت خوش مدارا میکنند،تا که هستم مست و هم مهمانِ مهمانم ولی... امشبی؛ با هم خدایی شیدایی...

ما را در سایت شیدایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:31

هوش رود هوش رود هوش کواو که دهد هوش و فراموش کومستی آن دلبر و آغوش کو خوش بنوازی که نوازنده اینغمه سرایی و برازنده ایشور زنی سازی و سوزنده ای حال بیا قصه از آغاز گودشتی و از ماهور و شهناز گویا ز همایون و ز هر ساز گو هم ز کتایون و ز شهباز گوماهِ من از فتنه ی مهناز گواز قفس و قُمری و پرواز گو خویش بگو از چه که بیگانه ایمی زده و طالب پیمانه ایگر نبدت میل به پروانه ای حرفی اگر هست ترا پایه امداغی خورشیدِ ترا سایه امآن چه قرائت تو کنی آیه ام می شنوم جمله سراپا به گوشحرف به حرف واژه به واژه سروشمست شوی مستم و هم می فروش باده ی صهبا ز یکی شیدایی...

ما را در سایت شیدایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 96 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:31

ای دوست بیا امشبی را مهمان باش،هم درد شو و هم که بیا درمان باش.. تاریکی محض است ابیات و شعور ،ای شمس بیا خود غزلی تابان باش.. ما دلشدگانیم و ترا دلدادیم..مهمانِ دل و هم سر و هم سامان باش.. خود با خبر هستیم که دربند توییم،بگذار خدایی و شبی انسان باش.. از خاک سرشتی و چو زندان بانی،امشب چو زندانیِ خود زندان باش.. میخانه گشا میکده را مست کن و،خود ساغر و هم ساقی و هم پیمان باش.. سر مستی ما نیست ز انگور و ز تاک..تاکی بنه و مست چو ما رقصان باش.. مستان بنمازند همه در سجده ی تو ،سجاده گشا رکعتی چون مستان باش.. فرما که چنین لیلی شبِ قدر و بیا ،خود وحی کن و شیدایی...

ما را در سایت شیدایی دنبال می‌کنید

برچسب: مهمان مامان,مهماندار هواپیما,مهمان امشب دورهمی,مهمان,مهمان به انگلیسی,مهمان امشب خندوانه,مهماندار,مهماندار به انگلیسی,مهمانی,مهمانی به انگلیسی, نویسنده: بازدید: 132 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:31

ای دوست چرا مثنوی انباز کنی،؟یکتایی چو بینی و دو آواز کنی..؟ گو کیست جز آن عاشق و شیدا که ترا ،پبوسته خریدار و تو صد ناز کنی .. هش دار چو مستانه زنی هر سازی،خوش رقصد و گر سازِ دگر ساز کنی.. او خالق و هم بودِ ترا اوست سبب ،آگاه است هر آن قصه که آغاز کنی.. پنهان و عیان حائلِ اسرار هموست ،افشا بکند فتنه ای گر راز کنی.. یادی کن از آن یار چلیپایی مست،کآموخت ترا عیسوی اِعجاز کنی.. بشنو تو کمی قصه یِ موسی ز شبان،!زان پیش که خود موسوی ابراز کنی.. او خویش تر از خویش و شما دورستی ،کو فاصله ای تا که تو ایجاز کنی..؟ از خاک نه ای و که به او زندانی،ویرانه شوی شیدایی...

ما را در سایت شیدایی دنبال می‌کنید

برچسب: انفکاک,انفکاک راهداری,انفکاک دهلیزی بطنی,شوک انفکاکی,ثابت انفکاک,بیهوشی انفکاکی,معنای انفکاک,انفکاک چیست,انفکاک یعنی چه, نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:30

ای خلق بدانيد چه شوری به جهان هست تا زمزمه اش بر قلم و ورد زبان هستمقصود٬ سر بی بدن و تشنه لبش نيستهر جا که روی خون به زمين روی سنان هستآوازه اش از حق طلبی مانده که امروزاز عاشقی اش در دل هر ذره نشان هستسر از تن حق گشته جدا جسم که فانيستهر شاخه ی گل را که سرانجام خزان هستشد کرب و بلا مقتل خورشيد دو عالمکوریم ولی نور به هر گوشه عيان هستجبر است که حق را بخدا وا بگذاریممختار که باشی به جهان دادستان هستحق جویم و حق گویم اگر چند گنه کاراز کشتی مهرش به دل اميد امان هستنادانی محض است که مقصود نبينيمبر دوش خرد محنت این بار گران هستحق عين یقينست که آیين حسين استور شیدایی...

ما را در سایت شیدایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:30

صفحه بندی